• تاسوعا و عاشورا به چه معنا است وآیا قبل از شهادت امام حسین (ع)تاسوعا و عاشورا وجود داشت؟
    تاسوعا و عاشورا به چه معنا است وآیا قبل از شهادت امام حسین (ع)تاسوعا و عاشورا وجود داشت؟

  • فرا رسیدن ایام سوگ و غم سالار شهیدان اباعبدالله الحسین
    فرا رسیدن ایام سوگ و غم سالار شهیدان اباعبدالله الحسین را از طرف قلم جوانی ها تسلیت می گوییم.

  • استقبال گرم ایران از رئیس جمهوری كره جنوبی
    پارك گئون هی رییس جمهوری كره جنوبی برای انجام سفر مهم و تاریخی خود به ایران عصر امروز یكشنبه وارد تهران شد و در فرودگاه مهرآباد تهران مورد استقبال محمدرضا نعمت زاده وزیر صنعت، معدن و تجارت قرار گرفت. به گزارش ایرنا، خانم 'پارك' نخستین رییس جمهوری كره جنوبی است كه از ایران دیدار می كند

  • چند خاطره شریعتمداری از شهید مطهری
    حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه کیهان در یادداشت روز امروز با عنوان «زیر آن چتر نور» به بیان چند خاطره خود از شهید آیت‌الله مطهری پرداخت.

  • َذکرََ من، تسبیح من، ورد زبان من علی است جان من، جانان من، روح و روان من علی لست تا علی (ع) دارم ندارم کار با غیر علی شکر لله حاصل عمر گران من علی است
    على زيباترين نام جهان است، على ذكر لب صاحب زمان است، به كورى دو چشم اهل انکار، فقط حيدر امير مؤمنان است (روزمردپیشاپیش مبارک)

تاسوعا و عاشورا به چه معنا است وآیا قبل از شهادت امام حسین (ع)تاسوعا و عاشورا وجود داشت؟
تاسوعا و عاشورا به چه معنا است وآیا قبل از شهادت امام حسین (ع)تاسوعا و عاشورا وجود داشت؟
اخبار > پیشنهاد فیلم .... 2
 


شماره خبر :٣٥٨١٩٤ 

  تاریخ انتشار خبر : جمعه ٢٩ فروردين ١٣٩٣    ا   ١٩:٤٦
 
حوصلمون سر نره .... 3
پیشنهاد فیلم .... 2
نام فیلم : دهلیز نام کارگردان : بهروز شعیبی


بازیگران : رضا عطاران، هانیه توسلی، اون پسر بچه ی توی فیلم چک برگشتی، نگار عابدی، افسانه چهره آزاد و ...


خلاصه داستان فیلم : شیوا سرپرست خانوار است و با تلاش و کوشش سعی کرده زندگی خوب و آبرومندی برای خود و تنها پسرش فراهم کند. با رسیدن نامه ای زندگی آنها دچار تحول می شود و در مسیر جدیدی قرار می گیرد.


ملودرام های کلاسیک و خوش ساخت سینمای جهان عموما در یک موضوع اشتراک دارند و آن هم چیزی جز خانواده به عنوان رکن اصلی قصه نیست که بهروز شعیبی در دهلیز از آن بهره هوشمندانه ای گرفته است.



ˈبهروز شعیبیˈ در نخستین فیلم بلند سینمایی اش دست روی موضوع حساسی همچون قصاص گذاشته و داستان زندگی زنی به نام شیوا و فرزند خردسالش را روایت می کند که همسرش طی حادثه ای مرتکب قتل شده است.

اما نویسنده فیلمنامه(اصغری)با زیرکی خاصی از غلتیدن داستان به ورطه اشک و آه جلوگیری کرده و با تمرکز بیشتر روی شخصیت های اصلی و نمایش زندگی آنها،بدان عمق بخشیده است.

شیوا به عنوان شخصیت محوری فیلمنامه،نقشی کلیدی در کیفیت نهایی کار داشته که در صورت اندکی لغزش می توانست کل فیلم را نابود کند.صلابت موجود در شیوا و غرور دوست داشتنی اش به خوبی مخاطب را به همذات پنداری با خود واداشته و به تماشای سرنوشت آن می پردازد.

شیوا که با وجود همه سختی ها پنج سال دوام آورده و همچنان به تلاش های خویش برای رهایی همسرش از زیر تیغ ادامه می دهد،حلقه مفقوده این روزهای سینمای ایران است که جای خالی اش به شدت احساس می شود.

ظرافت های به کار رفته در خلق شخصیت فوق توسط نویسنده فیلمنامه،شیوا را به یک زن کلیشه ای خستگی ناپذیر تبدیل نکرده و روی خستگی های روحی و جسمی اش نیز در جاهایی از فیلم اشاره کرده است.برای مثال می توان به کارش در عینک سازی و مراجعه مکررش به مغازه داماد خانواده مقتول اشاره کرد.

شخصیت دیگری که شیوا را کامل کرده امیرعلی خردسال است که با شیطنت هایش همه را عاصی کرده اما به شدت همدلی برانگیز جلوه می کند. رابطه این مادر و پسر بسیار خوب از کار درآمده و پایه های ملودرام را در دهلیز محکم کرده است.

برای نمونه می توان به گفتگوی این دو در حیاط مدرسه پس از اخراج امیرعلی اشاره کرد که دیالوگ های کوتاه و موجزی هم آن را همراهی می کند.

اصغری نقطه عطف نخست فیلمنامه اش را به آگاه شدن امیرعلی از زنده بودن پدر اختصاص داده که قصه را وارد فاز دیگری کرده و مخاطب را با آن همراه می سازد.

نخستین مواجهه پدر و پسر در زندان به گونه ایست که مخاطب خلا و فاصله میانشان را کاملا احساس کرده و شوهر شیوا را نیز قربانی خشمی آنی می بیند.

ایده ساخت اسب چوبی در زندان هم ایده درخشانی برای وصل مجدد پدر و پسر به یکدیگر بوده که در سکانس پایانی نقشی کلیدی پیدا می کند.

نکته دیگر استفاده اصغری از مفاهیم اخلاقی و دینی در فیلمنامه است که هیچگاه گل درشت جلوه نکرده و کاملا در بافت قصه جا افتاده است.

برای مثال می توان به اصرار پدر بر عذرخواهی امیرعلی از مرد همسایه بابت شکستن شیشه خانه شان اشاره کرد.همینطور اصرار زن و مرد آشنا با شیوا و همسرش برای رضایت گرفتن با تاکید بر آموزه های دینی که به اندازه و فارغ از اغراق و زیاده گویی نوشته شده است.

ˈبهروز شعیبیˈ پس از سال ها دستیاری در سینما و کار با کارگردان های بزرگ سینما و نیز تولید چند تله فیلم،در دهلیز بسیار مسلط کار کرده و فراتر از انتظار ظاهر شده است.

وی با استفاده شیوه روایت خطی داستانش را سرراست و بدون پیچیده نمایی روایت کرده و دنیایی به شدت واقعی را پیش روی مخاطبان خود قرار داده است.

نخستین برخورد امیرعلی و پدرش در زندان در سالن سرد و خالی ملاقات،نشان از حضور کارگردانی دارد که درک درستی از فضا و میزانسن داشته و کارش را سرسری نگرفته است.

از طرف دیگر شعیبی در انتخاب بازیگرانش هم با دقت و ظرافت عمل کرده و بازیگران اغلب با نقش هایشان هماهنگی خوبی داشته اند.

ˈهانیه توسلیˈ برای ایفای نقش شیوا بهترین انتخاب ممکن بوده و کنشمندی موجود در این نقش را به شکل مطلوبی به تصویر کشیده و کاملا به اندازه بازی کرده است.ˈرضا عطارانˈ هم با وجود پس زمینه ذهنی قوی مخاطب از نقش های پیشینش سعی بسیار در ایفای نقشی به شدت درونی داشته و گاه لحظات درخشانی را هم رقم زده است.

اما برگ برنده فیلم دهلیز بازیگر خردسالش است که بازی حیرت انگیزی را ارائه کرده و به شدت همدلی برانگیز جلوه می کند.البته در این میان نباید از نقش مهم شعیبی و بازیگردان فیلمش(علی سرابی)در کیفیت این نقش آفرینی غافل شد.

دهلیز در نهایت ملودرام جمع و جور و جذابی است که با کمترین لکنت ممکن قصه اش را تعریف کرده و مخاطب را تا به پایان با خود همراه می سازد.

فیلم دهلیز در هفتمین روز از نمایش فیلم های سی و یکمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در مرکز همایش های برج میلادبه روی پرده رفت.

   دهلیز (10)

دهلیز (24) دهلیز (20) دهلیز (16) 

 دهلیز (13)

 دهلیز (33) دهلیز (30)

 
برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




پیوند ها